تبليغاتX
جواد خونه
اگه سوسول و بی جنبه و روشنفکر هستی برو گمشو بیرون !
آخه یعنی چی ؟ چرا می خواین نظام مقدس و آسمونی جمهوری اسلامی ایران رو زیر سوال ببرید ؟

آقای میر حسین خان که خودش با زن و بچه ش داره الان تو یه کشور خارجی صفا سیتی می کنه ...

مهدی خان ( کروبی رو می گم ! ) هم که الان معلوم نیست بغل کدوم زنش خوابیده ...

شماها هم نونتون کمه یا آبتون کمه که هر مناسبتی میشه تابلوهای سبزتون رو برمیدارید و تو خیابونا ک س چرخ می زنین ؟؟!!

کجای دنیا پول آب و برق و گاز این قدر کمه ؟ تو ژاپن مردم واسه یه لیتر بنزین ۱۰۰۰ تومن می سلفن ... شماها که تازه آزادشو ۴۰۰ می خرین ...

یا تو فلسطین که همیشه جنگه یا تو عراق و افغانستان ... ولی ایران کی تا حالا نا امنی بوده ؟ تو آلمان یه دختر ( و حتی یه پسر ) نمی تونه از ۱۰ شب به بعد بره تو خیابون ولی ماشالا تو مملکت ما تا صبحم که تو خیابون ول بگردی کسی نه کاری بت داره نه کسی مزاحمت میشه .

تو پاکستان هرروز سر می برن ( طالبان ) ولی مملکت ما حتی تو فیلما کسی سر کسی رو نمی بره و تازه همه فیلما ختم به سنت حسنه ازدواج می شه و روابط کثیف دوستی هم که اصلا و عمرا وجود نداره .

آفریقا رو که دیگه نگو ... آب ندارن بخورن بدبختا ... تو مملکت ما چیزی که زیاده و تموم هم نمیشه آبه ! تازه معدنیش هم هست !

کشورهای اروپایی که همه اش یخبندونه و تازه بعضی جاهاش ۶ ماه روزه ۶ ماه شب ... ولی تو ایران ما هم روز هست هم شب هم عصر هم صبح همه اینا هم تو ۲۴ ساعت !!!

خدا وکیلی شماها که همه ش حرف مفت می زنین الکی راه نیفتید تو خیابونا و آسایش مردم رو به هم بزنید ... فکر نیروهای محترم انتظامی و عزیزان سپاه و به خصوص یگان های ویژه عزیز که دیگه آسایش ندارن و این روزا همه اش مجبورن به خاطر بی فکری های شما سوسولای بی غیرت دائما و ۲۴ ساعته مشغول به کار باشند که بنده و تمام پیروانم از همین جا دستشان را به گرمی می فشاریم و می گوییم خسته نباشید !

و این عکسای زیبا رو هم تقدیم می کنیم به همه برادرای عزیز نیروهای محترم انتظامی و یگان های عزیز ویژه :

واقعا دستشون درد نکنه ( شبا که ما می خوابیم اینا همه شون بیدارن !!!! )

نیروی انتظامی = محافظی مطمئن برای نوامیس همه ملت ایران !

نیروی عزیز انتظامی در حال دور کردن مزاحمان امنیت

پ . ن :

این بده که یاهو مسنجر رو قطع کردن که یه مشت علاف نرن تو چت روم و تو روز عاشورا مشغول به گناه بشن ؟؟!! ( این یعنی امر به معروف و نهی از منکر واقعی )

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 13:11  توسط حسن سیبیل  | 

با عرض سام علیک خدمت همه ی جواتای مملکت چه اونا که وبلاگ می نویسن چه اونا که تو روستا هستن و نمی دونن وبلاگ با کدوم "گ" نوشته می شه !

قبل از اینکه برم سر اصل مطالب به طرفدارای این  بچه سوسوله ( هومنه ظاهرا اسمش ) بگم که اینجا دیگه مال اون یره نیست و بنده یعنی جناب آقای حسن آقا ملقب به حسن سیبیل این وبلاگو خریدم به مبلغ بسیار بالا که نمی گم دقیق چقدر خریدم تا کونتون نسوزه ! و در ضمن اینجا چار دیواری منه و اختیاری هم هست و هر حرفی بخوام می زنم تا کونتون بسوزه . اصلا هم مهم نیست نظر چار تا بچه سوسول و دختر قرتی چیه ...

فقط خاک پای رفقای جوات و با مرام و خانومای مانتو بنفش و سایر متعلقات که بعدا به طور کامل خدمت با سعادتون می عرضم ( عرض می کنم ) آخه یعنی چی چار تا قرتی به زنگ می زنم می گن " می زنگم " یا به حرف می زنم میگن " می حرفم " خدا وکیلی شاشیدن تو زبون فارسی . دهخدا اگه بود کون تک تک تون می گذاشت بچه سوسولا .

شما خون خودتو کثیف نکن عباس آقا ...

حالا این سوسوله این دم آخری میخواد از طرفداراش که فکر نکنم نصف آمار من هم باشن خدافظی کنه و منم از اون جایی که نامردی و لاشی بازی تو مرامم نیست اجازه می دم با رفیقاش خدافظی کنه ولی از این به بعد اینجا دیگه پاتوق شیما و سینا و تینا و ساسان و ... نیست بلکه فقط و فقط از عباس و ممد و فرنگیس و منیره می شنوید ( منیره عشق منه ها ) شماها بگین منیره خانوم ما هم فعلا می گیم منیره بعدا می گیم حاج خانوم ...!

حالا بریم ببینیم این بچه قشنگ چی میگه :

از هومن به تمامی خواننده های وبلاگ سه عنصر چه قدیمی ها چه جدید ها و چه اونایی که باهاشون خوب بودم و چه اونایی که سایه شون رو با تیر می زدم مثه همین ثمین !

با توجه به نیازهای مالی من مجبور شدم این وبلاگ رو که یه زمانی خیلی شاخ بود و این اواخر به فلاکت رسیده بود و پستام یکی دو تا بیشتر کامنت نداشت این وبلاگو بفروشم و با توجه به خز شدن بیش از حد وبلاگ نویسی باید دنبال یه مشتری خز می گشتم و چه کسی بهتر از جناب آقای حسن سیبیل که ارادت زیادی هم بهش داریم ولی اون زیاد از من خوشش نمی آد و معتقده من سوسولم .

خلاصه این وبلاگ دیگه صاحبش ما نیستیم و این دم آخری از همه دوستا می خوام خدافظی کنم و چون اگه بخوام خیلی خدافظی مو طولانی کنم این حسن آقا صداش در میاد و تازه خودمم اشکم در میاد پس به یه جمله اکتفا می کنم : خداحافظ همین حالا ...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 0:10  توسط حسن سیبیل  |