تبليغاتX
سه عنصر
افشا گری های یک بازمانده ...
نمی دونم  این چه قانونیه که همیشه یه چیزی هست و یه چیزی نیس . هیچ وقت اون دو تا چیزی رو که میخوای همزمان به دست نمی آری .

شاید این سطح توقع ما آدماس که باعث شده این طوری فکر کنیم . ولی همیشه یه مساله ای باید باشه که ما ازش شاکی باشیم . شاید خدا با خودش میگه اگه هر دو تا با هم باشه ما پررو میشیم !!!

ولی واسه من همیشه فرصت کم بزرگ ترین ضدحال بوده . نمی گم اصلا فرصت نداشتم ولی فرصت هام خیلی کمتر از توقع هام بوده .

فردای ما آدما اصلا قابل پیش بینی نیست ولی من میتونم فردامو پیش بینی کنم . فردا صبح با صدای مادرم که میگه بیا ناهار بخور از خواب بیدار میشم و بعد از خوردن ناهار میشینم فکر می کنم به آینده ولی وقتی به نتیجه ای نمی رسم تصمیم میگیرم به زندگی عادی همیشه ام ادامه بدم ... و شب ...شب ها یعنی عذاب !! شب آدمو داغون میکنه . فکرایی که شبها به ذهنم می رسه داغونم میکنه . من ... من یه انسان باطلم ! تو هم همین طور . همه ما همین طوریم . ولی بعضی ها مثه من قبول دارن بعضی ها مثله تو نه ...!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 18:11  توسط هومن  | 

سلام دوستان ! همون طور که میبینین من دوباره مثله همیشه تنها شدم .

همون طور که تنها به دنیا اومدم ! و تنها از این دنیا میرم ...

من یعنی هومن باطل ... یعنی همون کسی که تیغ ادعاش عرش آسمون رو پاره می کنه از آب شکست خوردم .

من از آب می ترسم . من نمیتونم شنا یاد بگیرم ... آخه چرا ؟؟!!

این استخر دانشگاه ماست . نمی دونین چقدر بده ببینی همه دوستات میرن توی آب و شنا می کنن و تو مثله خلا نشستی اون گوشه و هاج و واج همه رو نیگاه می کنی و می ترسی بری توی آب.

راستی این روزا از درس متنفر شدم !! آخه چرا ؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 18:5  توسط هومن  | 

 
hooman example: example:

New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ


New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ